حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

556

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

بيرون‌ها بپردازم . پيوست چهارم از وقتى كه شما رفته‌ايد ، هرچه سعى كردم 100 سوار از قراپاپاق و 50 سوار مكرى جمعى سردار امير آخور ، براى منظم الدولهء بدبخت بفرستم ، حاضر نشده است . ار قرارى كه نوشته‌اند ، مشكل است حاضر هم بشود . ناچارم خسرو خان را بفرستم . انتظارم اين است كه فتح السلطان را محرمانه مأمور كنم برود صارم السلطنه را بياورد ؛ همين قدر كه صارم السلطنه وارد شد ، خسرو را مىفرستم . اگر سوار هم بعد آمد ، خواهم فرستاد . رشيد الملك ولد الزنا با سرحددار روس عهد و ميثاقى كرده است كه همه روزه به سفارت روس شكايت بنويسد كه ، اين‌ها را كه از حبس قلعه بيرون برده‌اند ، از ايالات آذربايجان بخواهيد . و قرار داده‌اند كه در مراجعت شاه ، بگويند اگر رشيد الملك را حاكم اردبيل و مشكين كنيد ، اين‌ها را مجددا خواهد گرفت ، او هم داوطلب شود . اين مطلب را كه شقاقلوس مطلع بود ، به من محرمانه گفت . چند روزى طول كشيد كه پىدرپى تلگراف رمز وزير امور خارجه رسيد كه ، چنين اتفاقى در قلعهء اردبيل افتاده است و سفارت روس جدا آن هفت نفر را مطالبه مىكند . والاحضرت اقدس هم چون به اين مسئله مسبوق بودند ، تلگراف رمزى به وزارت جليلهء خارجه كردند كه ، اين آدم را در تهران نگذاريد بماند ، بفرستيد به قم كه دستش از تحريك روس‌ها كوتاه شود . ديگر نمىدانم آنجا چه بكند . مىخواست به نواب اشرف و الا وزير جنگ تلگراف بگويد ، عرض كردم ، چون طرف اين كار خارجه است ، مناسبتش به وزارت معزى اليها است . دوشنبه 2 ربيع الاخر 1318 قمرى هو فرزند مكرم پاكت مورخهء 21 ، روز شنبه رسيد ؛ علت تعويقش اين بوده است كه چاپار مىگويد ، ما بين تكمه‌داش « 33 » و قره‌چمن « 34 » ، جوال امانت نقدى او پاره شده ، يك كيسهء پول او افتاده است . اگرچه حقى در اظهار اين مسئله نداشتم ، ولى محض رعايت دوستى وزير همايون ، فورا حاجى فرامرز خان را با اسب چاپارخانه سوار كردم كه برود و عابرينى كه در آن موقع از آن دو طرف آمده و رفته‌اند مشخص كند ، بگيرند

--> ( 33 ) - تكمه‌داش نام دهى از دهستان عباسى بخش بستان‌آباد شهرستان تبريز ؛ و نام دهى از دهستان قوريچاى بخش قره‌آغاج شهرستان مراغه ؛ و نام دهى از دهستان انگوت بخش گرمى شهرستان اردبيل . ( 34 ) - نام دهى در آذربايجان واقع در كنار رود قره‌چمن .